هفت خوان رستم

خوان اوّل: بيشه شير

 رستم براي رها کردن کي کاوس از بند ديوان بر رخش نشست و بشتاب رو براه گذاشت. رخش شب و روز مي تاخت و رستم دو روزه راه را به يک روز مي بريد، تا آنکه رستم گرسنه شد و تنش جويان خورش گرديد. دشتي برگور پديدار شد. رستم پي بر رخش فشرد و کمند انداخت و گوري را به بند در آورد. با پيکان تير آتشي برافروخت و گور را بريان کرد و بخورد. آنگاه لگام از سر رخش باز کرد و او را بچرا رها ساخت و خود به نيستاني که نزديک بود درآمد و آنرا بستر خواب ساخت و جاي بيم را ايمن گمان برد و بخفت و برآسود.

ادامه نوشته

سوال فرادانشی

سوالات فرا دانشی درس زبان فارسی عمومی درس 20 و 24

ادامه نوشته

ادبیات داستانی

ادبيات معني هاي مختلفي دارد. "ادبيات در معني عام غالبا‌ً به هر نوع نوشته اي گفته مي شود, مثل بخش نامه ها, اعلان ها, رساله ها و اعلاميه ها, آثار تاريخي و علمي و فلسفي و ادبي, ادبيات به معناي خاص به هر اثر عالي و ممتازي اطلاق مي شود كه در آن عامل تخيل دخيل باشد و در ضمن با دنياي واقعي نيز ارتباط معني داري داشته باشد.
ادامه نوشته

نمونه سوال ادبیات سال چهارم

  سوالات خردادماه سال چهارم
ادامه نوشته

سیاوش و بی گناهی

در روزگاران کهن و باستان ،برای تشخیص عاصیان و مجرمان و برای شناختن نیکان وپاکان از گنهکاران وآلوده دامنان از شیوه ها ی متعدد و مختلفی بهره می برده اند و مشهورترین رسم و آیینی را که کاوس پادشاه بلند آوازه ایران ، به دنبال نواخته شدن طبل رسوایی سیاوش آن شاهزاده نگون بخت از جانب سودابه ی فسونگر ،به کار می بندد گذر از آتش تند و تیزی است که فرد خطاکار فقط می تواند در صورت بی گناهی و پاک بودن از حرارت سوزنده وشعله های کشنده و مهیب آن رهایی یابد. گذشتگان بر این باورندکه : بر بی گناهان نیارد گزند .
ادامه نوشته